ایران، ایالات متحده و خلیج فارس
ارسال شده در اسفند ۱۴م, ۱۳۸۸ at ۲:۱۰ ب.ظ
نقد مقاله:
ایران، ایالات متحده و خلیج فارس
Iran, the
United States,
and the Gulf
مارینا اوتاوی
Marina Ottaway
بنیاد کارنگی
Carnegie Endowment
امین نوری زاد
دانشجوی کارشناسی ارشد روابط بین الملل
Amin@Nourizad.com
بنیاد کارنگی برای صلح بین المللی، بنیادی خصوصی است که مساعی خود را مصروف پیشبرد همکاریها و تعاملات بین المللی در جهت صلح می کند. این بنیاد در سال ۱۹۱۰ و در کشور ایالات متحده تاسیس شده وهمواره تلاش دارد تا با رویکردی علمی مسائل مربوط به صلح و امنیت جهانی و همچنین رفاه ودموکراسی را مورد پژوهش قرار دهد.
خانم مرینا اوتاوی مدیر برنامه خاور میانه بنیاد کارنگی است. او روی مسائل مربوط به تحولات سیاسی وامنیت خاورمیانه و خلیج فارس کار می کند. او همچنین مقالات زیادی درباره بازسازی عراق و افغانستان به رشته تحریر در آورده است. او قبل از پیوستن به بنیاد کارنگی در دانشگاههای آدیسابابا و زامبیا وهمچنین دانشگاه آمریکایی قاهره به تدریس مشغول بوده تاکنون ۶ کتاب از وی منتشر شده است که آخرین آن مربوط سپتامبر ۲۰۰۹ و با عنوان بازیگران سیاسی در جهان عرب می باشد.
مقاله فوق در ماه نوامبر ۲۰۰۹ در کارنگی پیپر به چاپ رسیده، بعد از عنوان و توضیح کوتاه ذیل آن، نویسنده ادعای اصلی خود را اینگونه مطرح می کند:
هرگونه رویکرد دیپلماتیک موثر نسبت به ایران باید شامل یک استراتژی منطقه ای باشد و در تمام مقاله که در ۵ عنوان ۱- درک دیدگاه ها در منطقه ۲- اتحاد ضدایرانی ۳- اتحاد اما پرهیز از درگیری۴- معمای عراق ۵- نقش کشورهای شورای همکاری خلیج فارس، فهرست شده سعی در اثبات فرضیه فوق الذکر دارد.
نویسنده درمقدمه مقاله خود، موضوع هسته ای را مهمترین چالش ایالات متحده و جامعه بین الملل با ایران می داند. این مساله همچنین نگرانیهای در میان کشورهای منطقه نیز وجود آورده است. او معتقد است یک سیاست درست در قبال ایران حتماً باید با همراهی کشورهای منطقه اتخاذ شود که در غیر این صورت به شکست خواهد انجامید. وی در ادامه به موانع بر سر اتحاد ضذ ایرانی
می پردازد.
او در ذیل “درک دیدگاهها در منطقه”، ایران را به عنوان قدرت منطقه ای معرفی کرده و عناصر قدرت ایران را: ۱- اندازه و جمعیت ۲- ثبات سیاسی ۳- نظام سیاسی شبه دمکراتیک ( بی نظیر در منطقه )۴- داشتن ساحل طولانی در خلیج فارس ۵- تسلط بر تنگه هرمز ۶- منابع نفتی فراوان ۷- موفقیتهای هسته که ایران را صاحب پتانسیل ساخت بمب هسته ای می کند ( ایران ساخت تسلیحات هسته ای را به شدت رد کرده است ) و در نهایت عنصر شیعی می داند.
نویسنده در ذیل عنوان “اتحاد ضد ایران”، مصر و اسرائیل را دو کشوری می داند که به طور کامل ایران را یک وجود متخاصم دانسته و هیچ اقدامی در جهت مخفی کردن این موقعیت خود انجام نمی دهند.
اما همکاری امریکا با این دو کشور موانعی بر سر اتحاد ضد ایرانی در منطقه ایجاد می کند.
تا هنگامی که موضوع فلسطین حل نشود، اعراب رقبتی برای همکاری با اسرائیل نخواهند داشت حتی فراتر از آن، این موضوع تلاش آمریکا برای توسعه ساختار امنیتی نوین در منطقه را بسیار مشکل کرده است. نویسنده در ادامه اضافه می کند:
غیر ممکن بودن تشکیل جبهه مشترک علیه ایران که شامل اسرائیل و کشورهای عربی باشد به یک چالش اساسی تبدیل شده که سیاستهای هر دولت در آمریکا را تحت تاثیر قرار می دهد.
از طرف دیگر با وجود اینکه مصر به دشمنی با ایران می پردازد، امریکا نمی تواند در راهبرد خود علیه ایران به این کشور اتکا کند. از نظر داخلی مصر در مقطع نامعلومی قرار دارد، حسنی مبارک پیراست. رئیس جمهور شرایط را به گونه ای مهیا کرده که فرزندش جمال یکی از معدود کسانی است که تحت قوانین محتاطانه و جدید این کشور میتواند کاندید ریاست جمهوری باشد. البته در صورت جانشینی جمال مبارک اعتراضات زیادی حتی از سوی نیروهای امنیتی ایجاد خواهد شد. به علاوه مصر یک رهبر بلافصل در جهان عرب به شار نمی رود. کشورهای عرب هم به مصر به عنوان رهبر نگاه نمی کنند.
گروه بزرگی از کشورهای منطقه درباره قدرت ایران نگران هستند و حتی درباره قدرت تسلیحات اتمی ایران ابراز نگرانی کرده اند. در فصل سوم و در ذیل عنوان “اتحاد اما پرهیز از درگیری” نویسنده اینگونه ادامه می دهد: این کشورها تلاش می کنند بر روی خط مبهمی حرکت کنند که این خط عبارتست از حفاظت کردن از خود و عدم دشمنی با ایران و حتی همکاری کردن با این کشور. کشورهای که در این مقوله جای می گیرند شامل ۶ کشور عضو شورای همکاری خلیج فارس و تا حدودی اردن نیز می باشد. نویسنده ادعای فوق را مانع دیگری در سر راه تشکیل اتحاد ضد ایرانی می داند. او با ارائه شواهد بسیار به تبیین دیدگاه خود پرداخته و شورای همکاری خلیج فارس به سبب نداشتن اجماع بر علیه ایران ناکارآمد می داند.
نویسنده هراس از قدرت ایران را مانع حضور کشورهای منطقه در یک اتحاد ضد ایرانی می داند که می تواند برای این کشورها هزینه زیادی را در صورت بوجود آمدن درگیری به همراه آورد او در اینجا باردیگر با ذکر عناصر قدرت ایران گوشزد می کند که کشورهای منطقه نیز از این توانایی ها با خبر هستند.
در این مقاله آمده است: یکی از موضوعاتی که به طور مشترک در تمام کشورهای حاشیه خلیج فارس و درمیان مقامات و کارشناسان سیاسی شنیده می شود آن است که ایران در نتیجه تهاجم آمریکا به عراق به یک قدرت منطقه ای تبدیل شده است.
به عقیده اعراب، عراق تنها کشوری بود که توانایی مقابله با قدرت ایرانیان را داشت اما با حمله به این کشور و تبدیل کردن آن به کشوری ضعیف، تقسیم شده و بی ثبات، آمریکا تعادل قوا در منطقه را که در زمان صدام وجود داشت از بین برد بنابراین تسلط بر خاورمیانه را به ایرانیان واگذار کرد. بر اساس این مقاله، به علاوه کشورهای عربی منطقه معتقدند که آمریکا با مطرح کردن سیستم سیاسی که بر اساس انتخابات باشد باعث استیلای شیعیان بر عراق شده است، چون اکثریت جمعیت عراق را شیعیان تشکیل می دهند و از دیدگاه اعراب، حکومت شیعیان به معنای حکومت ایرانیان است.
البته نویسنده در ادامه مقاله دیدگاه اعراب را به چالش کشیده و حضور آمریکا در منطقه به واسطه حمله به عراق و برخورداری از پایگاههای نظامی متعدد در اطراف مرزهای ایران را به عنوان عامل تضعیف کننده قدرت ایران می داند. هر چند که برتری ایران از سوی نویسنده مورد تردید است اما این مفهوم به خوبی در کشورهای عربی منتشر شده است.
هم راستا با این هراس از قدرت ایران این بدگمانی به وجود آمده است که دولت اوباما با اعلام تمایل خود برای آغاز مذاکرات با تهران، می تواند وارد معامله بزرگی با این کشور شود.
مقاله فوق می افزاید چارچوب معامله بزرگ هرچند که به درستی مشخص نیست اما اینگونه به نظر می رسد که در صورتی که ایران از غنی سازی اورانیوم دست بردارد امریکا ممکن است تسلط بر خلیج فارس را به ایران واگذار کند.
البته خانم اوتاوی در نفی معامله بزرگ می نویسد: این ایده که آمریکا تحت هر شرایطی کنترل خلیج فارس را به ایرانیان واگذار کند در مخاطره قرار دادن خود آمریکا و به طور گسترده کشورهای غربی است. این مسئله می تواند امنیت انرژی را در منطقه خلیج فارس با خطر مواجه کند. از سوی دیگر ترس از ایرانیان ناشی از موضوع دیگری نیز می با شد و آن توجه به عنصر شیعی از جانب ایرانیان است. اما نویسنده مقاله معتقد است نفوذ ایران در منطقه وابستگی کمی به فرقه گرایی دارد و بیشتر بر حمایت بر جنبشهای افراطی استوار است. او حمایت از حماس به عنوان یک گروه سنی و رژیم بشار اسد به عنوان یک رژیم سکولار بعثی را به عنوان شاهد مطرح می کند.
او برای اثبات ادعا خود در ناکارآمدی عنصر شیعی، نارضایتی شیعیان را در کشورهای عربی ناشی از موضوع داخلی می داند نه الهامات ایران. به طور مثال در عربستان شعیان مرتد محسوب می شوند. در بحرین با اکثریت شیعی، شیعیان از داشتن سمتهای دولتی و دیگر امکانات محرومند. در مصر با وجود جمعیت کمتر از ۱ درصد، شیعیان در نوک حملات دولت قرار دارند و به طور دائم به مزدوری ایران متهم می شوند.
نوسینده باتوجه به نگرانی کشورهای حاشیه خلیج فارس متذکر می شود: با وجود نگرانی مشترک، کشورهای خلیج فارس نه موضع مشترکی در قبال ایران دارند و نه سیاست مشترکی. خانم اوتاوی در ادامه مقاله به دلایل کشورهای عربی برای نداشتم تمایل برای مقابله با ایران می پردازد. نویسنده مهمترین علت شکست در ایجاد جبهه مشترک در برابر ایران را مشکلات دو جانبه بین کشورهای عربی می داند. اختلافات مرز، قلمرو آبی، دسترسی به میدانهای نفتی و گازی، اتخاذ سیاستهای متفاوت و بعضاً متضاد درمسائل مختلف به ویژه بر سر منازعه اعراب و اسرائیل و عراق و به تبعه آن منافع ملی متفاوت و بعضاً متضاد در زمره این مشلاکت است.
در فصل “معمای عراق” نویسنده به پیچیدگی روابط ایران و عراق اشاره می کند. همسایگان عراق از یک سو این موضوع را اعلام می کنند که تضعیف عراق باعث استیلای ایران بر منطقه می شود اما از سوی دیگر همین کشورها خواستار تقویت عراق نیستند چون آنها به این کشور اطمینان ندارند و یا دست کم تا زمانی که دولت این کشور در دست شیعیان است تمایلی به تقویت این کشور ندارند. این کشورها معتقدند که عراق یک مولفه سخت برای هرگونه نظم امنیتی در خلیج فارس است و آنها همچنان به عادی سازی روابطشان با عراق بی رغبت هستند. بنابراین انضمام عراق در یک سیستم امنیتی منطقه ای ممکن است به اندازه ملحق کردن ایران به این سیستم مشکل باشد. آنها از یک دولتی که توسط شیعیان اداره شود نگران هستند اما آنها از این موضوع نیز نگران هستند که دولت عراق بسیار ضعیف تر از آن است که بتواند یکپارچگی کشور را حفظ کند.
به عقیده این محقق آمریکایی روابط بین عراق و کشورهای عربی خلیج فارس همچنان سرد باقی خواهد ماند و تلاشهای امریکا برای تقویت روابط عراق با اعراب بی نتیجه می ماند.
نویسنده در بخش پایانی مقاله خود در نهایت اینگونه نتیجه گیری می کند:
یکی از اجزاء مهم یک سیاست موفق در قبال ایران در دراز مدت استقرار مجدد ایران در منطقه و توسعه ترتیبات امنیتی در خلیج فارس خواهد بود.
نویسنده در ذیل عنوان “نقش کشورهای شورای همکاری خلیج فارس” اشاره می کند: اگرچه در جریان مذاکرات درباره برنامه هسته ای ایران، کشورهای حوزه خلیج فارس اساساً به عنوان یک تماشاچی عمل می کنند اما این کشورها نقش مهمی در روند مشکل بازگرداندن ایران به جامعه جهانی دارند.
بازگرداندن کامل ایران فقط در نتیجه مذاکرات موفقیت آمیز حاصل می شود اما این روند باید پیشترد آغاز می شد.
عادی سازی روابط در میان کشورهای حوزه خلیج فارس، عراق و ایران گامی مثبت در روند نظم جدید منطقه ای است. این موضوع به ثبات منطقه، کاهش تنش ها کمک می کند و احتمال نزاع درباره موضوعات دو جانبه که به چالش های جدید منتهی می شود را کاهش می دهد.
نویسنده خواسته یا ناخواسته این سیگنال را به ایران می فرستد که برای جلوگیری از اتحاد ضد ایران باید با همسایگان حوزه خلیج فارس خود وارد یک دیالوگ سازنده شود.
از دیدگاه نویسنده تلاش برای اتحاد ضد ایرانی در آینده نیز به شکست منتهی می شود. مصر و اسرائیل که بیشترین مواضع ضد ایرانی دارند شرکای خوبی برای واشنگتن در راستای این چنین اتحادی نیستند که دلایل آن بیشتر ارائه شد.
کشورهای عربی حوزه خلیج فارس نیز به اندازه کافی به چتر حفاظتی امریکا اعتماد ندارند و قصد ندارند اقداماتی را اتخاذ کنند که به افزایش نقش ایران و یا حتی عراق منجر شود.
به ظن نویسنده در شرایط کنونی عادی شدن روابط بین ایران و همسایگانش مورد نظر آمریکا نیز هست. البته نویسنده این نکته را به مقامات آمریکایی گوشزد می کند که واشنگتن نباید پیشنهاد دهنده عادی سازی روابط در خلیج فارس باشد. اما امریکا می تواند به دو طریق عمل کند: ۱- امریکا نباید تلاش کند که کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس مجبور شوند یا طرف ایران را بگیرند و یا طرف آمریکا ۲- آمریکا می باید کشورهای عربی را به برقراری رابطه باعراق تشویق کند.
و در پایان نویسنده، مقاله خود را اینگونه به پایان می رساند که تحت شرایط پیچیده و آشفته کنونی و در زمانی که تناقصهای زیادی دیده می شود ایجاد روابط در میان کشورهای حوزه خلیج فارس بیش از اینکه یک چالش باشد یک راه حل به شمار می آید.
پایان
منبع:
http://www.carnegieendowment.org/files/iran_us_gulf1.pdf