امین نوری زاد
مقالاتی در باب حقوق و روابط بین الملل
 
 
(amin@nourizad.com)
رویکرد واگرایانه به سازمانهای بین الملل
ارسال شده در تیر ۲۰م, ۱۳۸۹ at ۱۲:۲۱ ب.ظ

به نام خدا

آیا رویکرد ایران به سازمانهای بین المللی رویکردی عملگرایانه می باشد ؟

به باور نگارنده جمهوری اسلامی از میان سه رویکرد همگرایانه، واگرایانه و عملگرایانه در طول ۳۰ سال عمر خود رویکرد واگرایانه را برگزیده و تنها در پاره‌ای از مواقع با روی کار آمدن نخبگان جدید و متفاوت قدری به سمت عملگرایی چرخش کرده اما به سرعت به سمت رویکرد سابق خود تغییر جهت داده است .
همواره دو رویکرد بدبینانه یا تجدیدنظر طلب و انقلابی و رویکرد خوش بینانه یا محافظه کار و طالب حفظ وضع موجود در نگرش و تعامل کشورها با سازمانهای بین المللی وجود داشته است. در این میان رویکرد اول معتقد است که ساز و کارهای کنونی موجود در سازمانهای بین المللی کارآمد نبوده و تنها در راستای منافع قدرتهای بزرگ یا دولتهای مؤسس این سازمانها تنظیم شده است .به اعتقاد آنان، سازمانهای بین المللی ابزار دست قدرتهای بزرگ و نهاد مشروعیت ساز سیاستهای آنان در نظام بین المللی بوده و از طریق رژیمها، هنجارها و حقوق بین الملل، سلطه آنان را بر کشورهای دیگر به ویژه کشورهای جهان سومی اعمال می‌شود. بنابراین آنان رویکرد واگرایانه و تقابلی را با این سازمانها، در پیش گرفته و خواهان تغییر حداکثری  ساختار آن می‌باشند .
رویکرد دوم بر خلاف رویکرد اول ساز و کارهای بین المللی موجود را کارآمد می‌داند و درصدد تقویت آن و مقابله با تغییر در ساختارهای کلی آن است .
دو رویکرد فوق الذکر هر یک بر اساس منافع، ارزشها، هنجارها و نگرشهای ذهنی و مادی کشورها مختلف مطرح می‌شود. در عین حال رویکرد سومی نیز وجود دارد که اگر چه به ساختارهای کنونی انتقاد جدی دارد اما می‌تواند با تعامل گسترده با سازمانهای بین المللی با حاصل جمع غیر صفر منافع ملی خود را در این سازمانها ارتقاء بخشد. لذا رویکرد عملگرایانه با حضور و مشارکت فعال در سازمانهای بین المللی می‌تواند به کاهش تهدیدات و افزایش فرصتهای ملی در نظام بین المللی منجر شود .
در ایران با پیروزی انقلاب اسلامی نظامی روی کار آمده که بواسطه انقلابی بودن تجدیدنظر طلب و به واسطه اسلامی بودن بشدت ایدئولوژیک است .انقلاب اسلامی منجر به تغییری اساسی در سطح فکری و معنایی جامعه ایرانی شده و در این رهگذر انقلابیون شروع به ایجاد هویت جدید از خود در عرصه داخلی و بین المللی نموده اند .
در تبیین موضوع فوق دستگاه نظری که به بهترین نحو می‌تواند به تحلیل مسائل ایران بعد از  انقلاب بپردازد به اعتقاد بسیاری از تحلیل‌گران نظریه سازه انگاری است. نظریه سازه انگاری تلاشی است برای کنکاش در مسائل ملی و بین المللی با استفاده از مسائل هنجاری و هویتی. نظریه پردازان سازه انگاری بر این باورند که از سوی انسانها بر اساس هویتها دنیا خود را می‌سازند و به کنشگری در آن می‌پردازند و از سوی دیگر هویت امری رابطه‌ای است به این معنا که هویت در رابطه با دیگران (other) شکل می‌گیرد و هیچ هویتی قبل از رابطه وجود ندارد . (۱)
در این چارچوب همزمان با شکل‌گیری هویت جدید تحت عنوان هویت انقلابی، (other) این هویت نیز شکل می‌گیرد که غرب است و تمام ساز و کارهای مربوط به آن. انقلاب اسلامی بنا بر نظر سازه انگاری در تعامل با محیط اجتماعی سیاسی بین المللی ادراکی از نقش خود و نوع نگاه دیگران به خود پیدا می‌کند که مبنای تعریف هویتش و مرز بین دوستان و دشمنان می‌باشد. دوستان کشورهای به اصطلاح تحت سلطه و دشمنان کشورهای سلطه‌گر، اردوگاه مستضعفان و  اردوگاه مستکبران .
با همین نگاه است که انقلابیون سازمانهای بین المللی را ساخته دست ابرقدرتها معنا کرده و در نتیجه ابزار سلطه آنها بر ملل دیگر تعبیر می‌کنند.
امام و دیگر شخصیتهای انقلاب اسلامی، سخنان متعددی در مورد ماهیت استکباری سازمانهای بین المللی دارند. امام در این خصوص می‌گویند: این مجلسهای کذا که در دنیا درست شده است و به دست قدرتمندها درست شده است و لهذا حق وتو دارند همه از آن قدرتمندها، اینها همه بازی است برای بلعیدن ماها، این یک مانور سیاسی است که با آن ماها را اغفال کنند و ماها را ببلعند . (۲)
با این وجود رویکردهای نخبگان ایرانی به سازمانهای بین المللی در دوره‌های مختلف متفاوت بوده و این ناشی از نگرش خاص ذهنی و نوع انگاره‌های آنها نسبت به این سازمانها بوده است. این مسئله سبب شده است که تعامل ایران با سازمانهای بین المللی همراه بین دو رویکرد واگرایانه و عملگرایانه در نوسان باشد .
یکی موفقترین دوره‌های تعامل ایران با سازمانهای بین المللی در مقطع بین ۱۳۷۶ تا ۱۳۸۴ و در دولت خاتمی اتفاق افتاد .
با روی کار آمدن نخبگان جدید در دوم خرداد ۷۶ و تغییر در نوع گفتمان حاکم در سیاست خارجی که با پذیرش پلورالیسم جهانی و ساز و کارهای بین المللی همراه بود فضای جدید از همکاری با سازمانهای بین المللی آغاز گردید . (۳)
ایده گفتگوی تمدنها، برگزاری موفقیت‌آمیز هشتمین اجلاس سران کشورهای اسلامی در تهران، حضور فعال ایران در ارکان مختلف سازمان ملل چندین سفر رسمی دبیر کل به تهران، عضویت ناظر در سازمان تجارت جهانی و اتحادیه عرب،گسترش تعاملات ایران و سازمانهای منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای …
به عقیده نگارنده این دوره به لحاظ تعامل با سازمانهای بین المللی در فاز عملگرایی است یعنی دستگاه سیاست خارجی می‌کوشد با حفظ ارزشها و نرمهای خود به نقش‌آفرینی در عرصه‌های بین المللی بپردازد. این کوششها با وقوع حادثه ۱۱ سپتامبر و تغییر فضای نظام بین المللی قدری دچار رخوت می‌شود و در نهایت با شکل‌گیری پرونده هسته‌ای ایران و روی کار آمدن نخبگان جدید تعاملات ایران با سازمانهای بین المللی وارد فاز واگرایی و تقابل جویی می‌شود . (۴)
دگرگونی‌های نظری و رفتاری در رفتار سیاست خارجی ایران بیانگر آن است که قالبهای هویتی متفاوت و متنوعی در ساختار اجتماعی ایران وجود داشته و انعکاس آن بر حوزه تعاملات با سازمانهای بین المللی تاثیر زیادی گذارده است . (۵)
با آغاز فعالیت دولت نهم، روند استفاده از سازمانهای بین المللی و استفاده از تریبون این سازمانها جهت اعلام مواضع جمهوری اسلامی شدت گرفت. چنانچه در این زمینه حضور مکرر رئیس جمهور در اجلاس مجمع عمومی سازمان ملل، اجلاس سران شورای همکاری خلیج فارس، اجلاس دوربان و اجلاس سازمانهای فرامنطقه و منطقه قابل بررسی است . (۶)
فارغ از حضور پررنگ در مجامع بین المللی اما همچنان به لحاظ ذهنی مقامات دولت نهم و سپس دهم، سازمانهای بین المللی با انگاره‌های صدر انقلاب معنا کرده و رویکرد واگرایانه و تقابلی را در پیش گرفته‌اند. حضور در سازمانهای بین المللی نه برای کسب منافع بلکه تنها به عنوان تریبونی برای اعلام مواضع و سیاستهای جمهوری اسلامی ایران و جهان‌بینی خاص و نامتعادل نخبگان حاکم بوده و سود دیگری برای مملکت حاصل نمی‌کند چه بسا روابط ایران با سازمانهای بین المللی را با چالشهای جدی مواجه کرده است. گوشه‌های از واگرایی را در ادبیات رئیس جمهور به عینه می‌توان دید که ناشی از فضای ذهنی او نسبت به سازمانهای بین المللی است.

نتیجه‌گیری:
روشن است که نگارنده رویکرد واگرایانه و همگرایانه را مطلقاً برای تعامل ایران با سازمانهای بین المللی کارآمد نمی‌داند بلکه راه سوم را بر می‌گزیند که رویکرد عملگرا و واقعبینانه است. به هر روی جمهوری اسلامی ایران کشوری ایدئولوژیک است طبیعی است که ساز و کارهای بین المللی برخواسته از اندیشه غربی را تاب نمی‌آورد اما این به این معنا نیست که باید این ساز و کارها سراسر باطل و ناعادلانه تعبیر کرد. در مدل عملگرایانه کاستی‌ها و ناکارآمدیهای سازمانهای بین المللی مورد توجه است اما این سبب نمی‌شود که کشورها به واسطه وجود این کاستیها از تلاش در جهت کسب منافع ملی باز بمانند. می‌توان ارزشها و هنجارهای خود را داشت و با سازمانهای بین المللی هم همکاری کرد. نگاه صرف تریبونی ما را از خیلی از منافع که می‌توان در این سازمانها  جذب کرد غافل می‌کند. ترکیه نمونه موفقی از کشورهای منطقه به لحاظ حضور در سازمانهای بین المللی است. این کشور با حفظ استقلال خود به نقش‌آفرینی گسترده در سازمانها بین المللی پرداخته و گاهاً تصمیمات بر علیه خود را دفع کرده است .
در پایان خاطر نشان می‌کند که به اصل حکمت عزت و مصلحت تنها و تنها با رویکرد عملگرایانه سازگاری داشته و حاصل می‌شود.
پی نوشت:

۱-    حمیرا مشیر زاده، تحول در نظریه های روابط یبن الملل، تهران، ۱۳۸۴

۲-     صحیفه نور

۳-    مهدی جاودانی مقدم، آسیب شناسی حضور ایران در سازمانهای بین المللی، دفتر مطالعات سیاسی، شهریور ماه ۱۳۸۸، ص

۴-    همان، ص ۱۷

 

۵-    ابراهیم متقی، سازه انگاری  هویت زبان و سیاست خارجی جمهوری اسلامی، فصلنامه سیاست خارجی، دوره ۳۷، شماره ۴،زمستان ۱۳۸۶، ص۲۳۳

۶-    منوچهر محمدی، سیاست خارجی ایران در دوره احمدی نژاد، تهران، ۱۳۸۷

خروجی نظرات برای این مطلب
آدرس دنبالک

نظر شما

(لازم)

(لازم)